خرید بک لینک
اینو یادم رفت بگم با مهران دو سه باری سینما رفتم توی سینما دستشو میذاشت روی پام و آروم سعی میکرد دستشو بیاره بالاتر و من هرسری دستشو بلند میکردم میذاشتم روی پای خودش تا اینکه بار آخری که رفتیم سینما این کارو کرد منم متعاقبا دستشو بلند کردم که گفت مگه میخوام چیکار کنم که اینکارو میکنی منم هیچی نگفتم اونروز خودمم حسابی تحریک شده بودم و اصلا از فیلم چیزی نمیفهمیدم

یکدفعه یه تصمیم آنی گرفتم دستمو گذاشتم روی صورتش کشیدم روی لباش کنار گوشش و بعد دستمو آوردم پایین روی قلبش

قلبش داشت از جا کنده میشد میخکوب شده بود معلوم بود ازم توقع نداره و من ضربه آخر رو زدم نیم خیز شدم و لبم و چسبوندم به لباش و بوسیدم فک میکنم خودشو خراب کرد چون اصلا هیچ حرفی نزد فقط توی همون تاریکی فیلم گفت بلند شو بریم

این اولین تماس بدنی من با یه پسر بود و آتیش به جونم انداخت

نمیدونم چه صیغه ایه بخاطر خاطات و اتفاقات بچگیم من خیلی هات بودم طوریکه از ۱۵ سالگی هر شب خودارضایی داشتم

بعد جداییم از مهران خیلی ضربه خورده بودم سال آخر تموم شد کنکور دادم و منتظر نتایج شدم دولتی قبول نشدم با خانوادم رفتیم شمال و از جواب دانشگاه آزاد خبر نداشتم روزی که نتایج اعلام شد زنگ زدم به دوستم گفت قبول شدی یادمه گوشی شوهرعمم دستم بود و چون آنتن نمیداد رفته بودم رو سقف ماشین وایساده بودم و میون قطع و وصل شدنا فهمیدم دانشگاه قبول شدم از خوشحالی بالا پایین میپریدم پدر مادرمم کلی ذوق کرده بودن

+ نوشته شده در دوشنبه یازدهم اردیبهشت ۱۳۹۶ساعت 19:32 توسط مرجان |

برچسب: نویسنده: آدرین محمودی تاريخ: جمعه 6 مرداد 1396 ساعت: 22:09

صفحه بندی